السيد الطباطبائي

511

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

بررسى : به گمانم كسى در كلّيات اين بيان مشروح علامه طباطبائى ، نمى تواند ايرادى داشته باشد ، و نتيج آن به شرح زير مىشود : 1 - خداوند در وجود هر شيئ و نيز در متعلقات هر شيئ دخالت دارد ، از آن جمله افعال انسان ها . 2 - انسان افعال خودش را با اختيار خودش انجام مىدهد . زيرا خدا خواسته است كه انسان با اختيار خودش انجام دهد . 3 - پس هر فعل كه انسان انجام مىدهد ، هم مشيئت خدا در آن دخالت دارد و هم مشيئت انسان . اما پرسش اين است : مگر معتزله غير از اين مى گويند ؟ مگر معتزله اسباب و سلسل اسباب تا برسد به خدا ، را انكار مى كنند ؟ معتزله نيز معتقدند و اتفاقاً عقيده اصلى شان همين است كه همه اسباب و سلسل اسباب از آنِ خداوند است و يكى از همين اسباب و مقدمات اين است كه خداوند مقدّر كرده انسان با اختيار خودش و به طور مفّوض افعالش را انجام دهد . و اين مقدّر كردن و مشيئت خدا ، موجب بطلان اختيار انسان ، نمى شود . آن چه مشكل ما است اين است كه فرق ميان عقيد معتزله و مكتب اهل بيت ( ع ) را روشن كنيم ، نه توضيح سلسله اسباب يا صفت فعل و صفت ذات خدا . و همگان مى دانند كه اساساً در اين جا جائى براى مطرح كردن صفت ذات ، نيست . فرق ميان عقيده شيعه و معتزله با اشعريّه ، روشن است كه اين دو بينش ، انسان را در افعال شان ، مجبور نمى دانند و هر دو معتقد هستند كه انسان در افعالش اختيار دارد . مهم اين است كه فرق ميان شيعه با معتزله را در همين نكته كه « انسان اختيار دارد » ، توضيح دهيم . كه علامه طباطبائى هرگز به اين موضوع نپرداخته است . و آن چه در اين سخن مشروح بيان فرموده همگى باور مشترك شيعه و معتزله است . باز عرض مى كنم براى شرح و بيان اين موضوع ، كتاب « دو دست خدا » را تقديم كرده ام .